هدف برتر پست 37

طواف و عشق

رمان برتر هفته
 رمان طواف و عشق
میان طواف خانه ات جایی که من بودم و تو بودی و یک دنیا سکوت چه ناشیانه دل را باختم جایی بینه صفا و مروه ات دل سپردم به یک نگاه

تعداد دفعات دانلود +150 بار

زندگی نامه ر اعتمادی

بیوگرافی هفته

اعتمادی متولد سال ۱۳۱۲ در شهر لار واقع در استان فارس است و تا اواخر دوران دبستان آنجا بود . اعتمادی از انگشت شمار نویسنده هایی است که … ... .

تعداد دفعات دانلود 110 بار
تبلیغات کارت شارز ایرانسل

هدف برتر پست ۳۷

دسته بندی : رمان هدف برتر

این پست رو مهدی عزیز زحمت نوشتنشو کشیدن

برای خوندنش به ادامه مطلب برید

باز هم لبخند زد و اون چال هاشو به نمایش گذاشت. در عجب بودم از خودم که تا به امروز متوجه چال های یاس نشده بودم و اینقدر برام جالب نشده بودن! یه گیلاس دیگه هم خوردیم، هیجان و حراراتم لحظه به لحظه داشت بالا می رفت ، دست ظریف یاس رو گرفتم توی دستم و دوباره کشیدمش وسط …
انقدر گرم خودمون بودیم که اصلا یادمون رفت واسه چی اومده بودیم به این پارتی ! کم کم همه آماده رفتن شدند ، رفتیم یه گوشه وایسادیم و به یاس گفتم بره آماده شه تا بریم … باز دوباره مظلوم نگام کرد و ازم خواست دنبالش تا پشت در اتاق برم. منم چاره ای نداشتم جز اطاعت … چند دقیقه بعد از بین جمعیت زدیم بیرون ، از پله های جلوی در که خواستیم بریم پایین یاس دستم رو گرفت و با خنده گفت :
- می خوام ، مثل بچگی هام ، لی لی کنم و از پله ها پایین بیام ، تو هم میای ؟
نگاهش کردم ، خندید ، … خندیدم … دستش رو محکم گرفتم ، دستم رو محکم گرفت ، هم زمان یه پامون رو بردیم بالا و از پله ها اومدیم پایین …. هیچوقت انقدر از پله پایین اومدن بهم نچسبیده بود !
دست تو دست هم رفتیم سمت در حیاط ، که یاس وایساد ، منم وایسادم …
: چیزی شده یاس ؟
یاس که داشت کفشش رو از پاش در میاورد ، سرش رو بالا آورد و گفت :
- خیلی گرممه برسام …
اون یکی کفشش رو هم درآورد ، شوت کرد اون طرف، چشماش رو بست. دو تا پاش رو با احتیاط گذاشت روی زمین و با لذت گفت :
- آخـیـــــش!
بعد هم بی توجه به من و کفشاش چشماشو بست و پا برهنه سریع از حیاط رفت بیرون . مونده بودم تو کار این دختر ! خوبه حالا یه کم خورده بود که فقط گرم شه ! ناچار خم شدم کفش هاش رو برداشتم و افتادم دنبالش … از ترس اینکه نکنه بلایی سرش بیاد سریع در ماشین رو براش باز کردم و سوار شد .
بعد هم خودم سوار شدم کفشاشو انداختم روی صندلی عقب و راه افتادیم . تو اون وضعیت یاد سیندرلا افتاده بودم! صدای یاس منو از فکر کردن به سیندرلا و کفشاش بیرون کشید:
- برسام ؟
-: بله ؟
یاس که مشخص بود هنوز هم کاملا تخلیه نشده گفت:
- دلم آهنگ می خواد …. یه آهنگ تووووپ.
باهاش موافق بودم، منم هنوز داغ بودم. بلند گفتم :
- به چشـــــم !
بعدش دستم رو بردم جلو و از توی داشبورد اولین سی دی ای که دستم بهش خورد رو برداشتم و گذاشتم تو ضبط .
یاس : چی گذاشتی ؟
خودمم نمی دونستم !
گفتم : راستشو بخوای ، خودمم نمی دونم ! ندیده گذاشتم تا سورپرایز شیم!
هنوز ضبط سی دی رو نخونده بود که راه افتادیم … با شنیدن اولین تیکه آهنگ ، هر دو تامون منفجر شدیم از خنده !
پارسال بهار دسته جمعی رفته بودیم زیارت

برگشتنی یه دختری خوشگل و با محبت
یاس از خنده روده بر شده بود منم دست کمی از اون نداشتم. یاس وسط خنده هاش شروع کرد به خوندن:

همسفر ما شده بود همراهمون میومد
به دست و پام افتاده بود این دل بی مروت
میگفت برو,بهش بگو آخه دوستش دارم میگفت بگو
هرچی میخواد بگه بگه,هرچی میخواد بشه بشه
هرچی میخواد بگه بگه
هرچی میخواد بشه بشه
یاس دوباره قهقهه زد و اینبار من گفتم:
راز دلم رو گفتم این رو جواب شنفتم
راز دلم را گفتم این رو جواب شنفتم
یاس سریع خم شد به سمتم دستشو گذاشت روی دهنم و گفت:
تو زواری پسر چقدر نادونی اومدی زیارت یا که چش چرونی
دستای داغشو کنار زدم و در حالی که زل زده بودم تو چشماش گفتم:
گفتم به اون زیارتی که رفتم
قسم به اون عبادتی که کردم
قسم به اون قفل و دخیل که بستم
بعد خدا من تو رو میپرستم
اینبار دوتایی خوندیم:
گفتم به اون زیارتی که رفتم قسم به اون عبادتی که کردم
قسم به اون قفل و دخیل که بستم
بعد خدا من تو رو میپرستم
راز دلم رو گفتم این رو جواب شنفتم
آهنگ که تموم شد ما هر دو هنوز داشتیم می خندیدم. اومدم سی دی رو عوض کنم که یاس نذاشت و با هیجان کودکانه اش گفت :
- دوباره ! دوباره !
تا رسیدن به خونه دوست یاس ، یه سه چهار باری این آهنگ کذایی تکرار شد و یاس با ذوق باهاش خوند . منم فقط با خنده نگاش می کرد، یه ادا اطوارهایی از خودش در می اورد که می ترکیدم از خنده! به خصوصی که چهار زانو هم نشسته بود روی صندلی و تقریباً داشت می رقصید. چون دیر وقت بود شال یاس هم افتاده بود خیلی نگران بودم که بگیرنمون، اما دلم هم نمی یومد به یاس چیزی بگم. خدا رو شکر تا وقتی که رسیدیم اتفاقی نیفتاد .
جلوی آپارتمان پری که رسیدیم ، وایسادم تا یاس پیاده شه … اما اون همینجوری نشسته بود .
گفتم : نمی خوای پیاده شی ؟ احیانا ؟
یاس خندید و گفت :
- می خوام این آهنگه تموم شه … بعد برم.
منم سریع ضبط رو قطع کردم . یاس لب ورچید و گفت :
- چرا قطعش کردی ؟ داشتم گوش می کردم . اینقدر عجله داری برم؟
لبخند بدجنسی زم و گفتم :
- به یه شرط ادامه ش رو برات می ذارم .
یاس اخمهاش از هم باز شد و گفت :
- چه شرطی ؟
گفتم : اینکه از ته دل بخندی .
یاس با تردید پرسید :
- اونوقت برام می ذاریش ؟
– : بـــــــــله !
یاس هم زد زیر خنده و باز اون گودالی !
دیگه نتونستم خودم رو کنترل کنم. سرم رو بردم جلو … خیلی خودمو کنترل کرده بودم تا الان. یاس بی حرکت به من خیره شده بود ولی هنوز لبخندش روی صورتش بود و گودالیش پیدا … یه ذره دیگه رفتم جلو و خودمو گم کردم توی اون گودالی صورتش …

نقد هدف برتر

نظر یادتون نره

تییی

نظ

نوشته : Admin
بازدید : 7,252 بار
تاریخ : 26 بهمن

۳۶ دیدگاه نوشته شده است ! دیدگاه شما چیست ؟


  1. مرسی داداش مهدی هماخانومی خیلی کم کار شدیا! مشکوک میزنی عجیب…

    [پاسخ]




  2. دمتون جیززززززززززززززززززززززز …

    [پاسخ]




  3. علی آقا ،هما خانم کارتون عالیه عالیه و قلمتون هماهنگه؛اگه کسی از قبل ندونه فکر می کنه کتاب کار یک نویسندس،خدا قوت و زود زود پست بزارید

    [پاسخ]




  4. ببخشید به جای مهدی نوشتم علی ؛همگی خسته نباشید

    [پاسخ]

    tak_site پاسخ در تاريخ بهمن 27ام, 1391 2:54 ب.ظ:

    علی:یعنی کار من عالی نیست؟

    [پاسخ]




  5. علی آقا بیشتر زحمت سایت رو که شما می کشید، دست مریزاد؛منظور من زحمت هما جون و آقا مهدی تو هدف برتر بود

    [پاسخ]

    tak_site پاسخ در تاريخ بهمن 27ام, 1391 10:45 ب.ظ:

    نظر لطفته عزیزم

    [پاسخ]




  6. ممنون که ادامشو گذاشتین مرسیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی میگما بعدی رو کی میزارین؟:)

    [پاسخ]




  7. سلام خوبین؟

    یه درخواست. مایل به تبادل بنر هستین؟ خبرم کنین ممنون میشم.
    مدیر وبلاگ رمانکده گلها ۲۷

    [پاسخ]




  8. مرسی هما جون .ولی چرا دیگه پست نمیزاری!!!

    [پاسخ]

    tak_site پاسخ در تاريخ بهمن 30ام, 1391 2:31 ب.ظ:

    علی:
    درحال آماده سازی انجمن برای افتتاح هستیم
    بزودی دوباره به روال قبلی بر میگردیم

    [پاسخ]




  9. homa jonam agha mehdi baghiyyasho key mizarin passsss montazerimaaaaaaa

    [پاسخ]




  10. نمیشه هدف برتر هم بزاری اخه صرف دارای این رمانت چی کنن؟ اگه میشه لطفا اینم بزارین بدجور تو خماریو کف موندیم میسی!!!

    [پاسخ]




  11. passssssssss key baghiasho mizarin? mondim to khomaaaaaaaaaaaaari

    [پاسخ]




  12. سلام عالیه پس کی بقیشو میذارین؟بابا مردیم

    [پاسخ]




  13. Eeeee pas baqiash kooooooooooooooo¿¿¿¿

    [پاسخ]




  14. passssssssssss key baghiasho mazarin? baba mondim to khomari khahesh mikonam talash konin hamasho benevisin ia hade aghal har shab ie post bezarin asle jaie hasas tamomesh kardin kheili vaghtam hast baghiasho nazashtin merccccccccccccc az karaie kheily ghashanget homa jonnnnnn

    [پاسخ]




  15. انقدر از انتظار بدممممممممممممممممممممممممم میام.ولی عالیه مرسیییییییییییییییییییییییییییییییییی

    [پاسخ]




  16. بابا مگه قرار نبود بعد از افسمنگر اینو تموم کنی بعد با ذهن بااز روزای بارونی بنویسی خوب اینو هم بنویس دیگههههههههههه

    [پاسخ]




  17. vaaaaaaaaaaaaaaaaay khanome homa man asheghe romanatonam vaghean ghashangan.

    [پاسخ]




  18. اوففففف هماجون همه روگذاشتی توخماریا….
    ولی بازم مرسی
    فقط……..میشه زودتر پست بعدی زوبذاری؟؟؟؟؟خواهش!!!!!!!!!دلمون آب شدبه خدا

    [پاسخ]




  19. هما جونم پس بقیشو کی میذاری؟من میخواااااااام

    [پاسخ]




  20. همه جون قسمت بعدیش که توی ۹۸ia هست.. چرا اینجا نیست؟؟؟
    دیگه ادامه ش نمی دی؟؟
    زمان میدی واسه ادامه ش؟؟؟ لطفن

    [پاسخ]




  21. هنانه جون میشه دقیق بگی کجای۹۸iaقسمت بعدیش چاپ شده ماهم بگیریم بخونیمش

    [پاسخ]




  22. ممنون از همه
    میشه یکی بگه چطور از پست چهارم رفته پست ۳۷
    راهنماییم کنید از کجا میتونم پستهای بین اینا رو پیدا کنم؟

    [پاسخ]




  23. هماااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا.خیلیییییییییییییییییییییییییییییییی بابا اینم بنویس دیگهههههههههههههه

    [پاسخ]




  24. من نمیدونم چه جوری باید نقد کنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    [پاسخ]




  25. خوااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااهش میکنم یه خبری هم درباره ی هدف برتر بدید………………..رمان به این قشنگی دلتون میاد؟؟؟؟؟:-(اگه روزای بارونی که هنوز دربارش نظری ندارم رو در نظر نگیریم(!)این بهترییییییینه
    :-((((((((((((((گریه میکنمااااااااااااااااااااااا
    لااقل یه چیزی بگین راضی شیمممممممممممممم

    [پاسخ]




  26. یه سوالی برا من ‍یش اومده احیانا این رمانو ادامه میدین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    [پاسخ]




  27. خسته نباشین بقیه اشوکی میذارین؟

    [پاسخ]




  28. ببخشید پس بقیش کجاست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    [پاسخ]




  29. ااااااااااااااییییییییییییی باباهمیشه وقتی جالب میشه ۱اتفاقی میفته ضدحال میشه بقیشوکی میزارین

    [پاسخ]




  30. ادامشو کی میذارین؟؟؟؟؟؟

    [پاسخ]




  31. چرادرموردزمان دقیق پست بعدی جواب دوستان رو نمیدین؟

    [پاسخ]




Comments links could be nofollow free.