وبلاگicon
هدف برتر پست 37

دانلود رمان | تک سایت

هدف برتر پست 37 
 خرید رمان جدال پر تمنا

خرید رمان جدال پر تمنا

بعد از مدتها انتظار رمان سجاده وصلیب (جدال پر تمنا) از خانوم پور اصفهانی توسط انتشارات فرادید نگار منتشر شد.
تعداد دانلود: 75 دانلود
توضيحات بيشتر
دانلود رمان
 رمان روزای بارونی

رمان روزای بارونی

رمانی مختلط از آرتان و ترسا ، نیما و طرلان ( قرار نبود ۲ ) توسکا و آرشاویر ، احسان و طناز ( توسکا ۲ ) آراد و ویولت ( جدال پر تمنا ۲ ) … همه شخصیت ها با هم روزای بارونی رو می سازن …
تعداد دانلود: 272 دانلود
توضيحات بيشتر
دانلود رمان
تبـــليغـــات

مــوضــوعـات
  • رمان ببار بارون
  • رمان وارث عذاب عشق
  • رمان انکارم مکن
  • رمان کولی
  • رمان شب بی ستاره
  • رمان بوی نا
  • رمان ایلگار دخترم
  • رمان محو و مات
  • رمان پنجره
  • رمان ماهک
  • رمان روزهای خاکستری
  • رمان یک سبد گل یاس
  • رمان همیشه در قلب منی
  • رمان در آغوش رویا
  • رمان چشمهای بی حیا
  • رمان پرچین عشق
  • رمان رویا
  • رمان تکسوار عشق
  • رمان اعتراف عشق
  • رمان بازی تمام شد
  • رمان بغض غزل
  • رمان ابی تر از عشق
  • رمان تاوان عشق
  • رمان قصه ی عشق من
  • رمان میعاد عاشقانه
  • رمان سایه ی نگاهت
  • رمان نازکترین حریر نوازش
  • رمان کویر تشنه
  • رمان گذر روزگار
  • رمان الهه ناز ۲
  • رمان سال های بی کسی
  • رمان سایه های تردید
  • رمان عشق زیر خاکستر
  • رمان دنیای شیشه ای
  • رمان آتش دل
  • رمان لحظه ای با ونوس
  • رمان معجزه شرقی
  • رمان ارزوی وصال
  • رمان تب داغ گناه
  • رمان تا ته دنیا
  • رمان یکتا
  • رمان عشق و یک غرور
  • رمان نگرانت میشم
  • رمان ناعادلانه قضاوت کردم
  • رمان لحظه های دلواپسی
  • رمان حریر نگاه
  • رمان قلبی برای تپیدن
  • رمان ازدواج صوری
  • رمان عشق ممنوعه
  • رمان شکوه های یاس
  • رمان دختری به نام مروارید
  • رمان ادریس
  • رمان یلدا
  • رمان خیال تو
  • رمان مرا یاد آر
  • رمان سجاده وصلیب
  • رمان مهتاب عشق
  • رمان اشک ستاره
  • رمان هنوز عاشقانه کنارتم
  • رمان زهر تاوان
  • رمان همخونه
  • رمان بهادر
  • رمان آبرویم را پس بده
  • رمان در حسرت آغوش تو
  • رمان عشق و احساس من
  • رمان تمنا برای نفس
  • رمان تمنا وجودم
  • رمان دالان بهشت
  • رمان رکسانا
  • رمان همسایه من
  • رمان آرام
  • رمان کسی می آید
  • رمان گندم
  • رمان برزخ اما بهشت
  • رمان چشمهایی به رنگ …
  • رمان بی ستاره
  • رمان عشق یعنی این
  • رمان غزال
  • رمان آریانا
  • رمان دریا
  • رمان بانوی جنگل
  • رمان بازی سرنوشت
  • رمان عشق و خرافات
  • رمان شب نیلوفری
  • رمان دختر افتاب
  • رمان حادثه یک نگاه
  • رمان یاسمین
  • رمان رقیبان عشق
  • رمان دختری در مه
  • رمان مهر و مهتاب
  • رمان نگاهم کن
  • رمان ردپای عشق
  • رمان لیلای من
  • رمان بامداد خمار
  • رمان نیوشا
  • رمان زندگی یعنی چکیدن
  • رمان امانت عشق
  • رمان بعد از تو
  • رمان غریبه ی اشنا
  • رمان در سایه ی ارزوها
  • رمان از تو میگریزم
  • رمان پیچک عشق
  • رمان هوس
  • رمان استایل
  • رمان مرا باور کن
  • رمان رویای با تو بودن
  • رمان شطرنج عشق
  • رمان آواره عشق
  • رمان تلخ کام
  • رمان هلاک و هستی
  • رمان شیدایی
  • رمان شب سراب
  • رمان کلبه ی ان سوی باغ
  • رمان قلب عاشق
  • رمان یاس کبود
  • رمان تلافی
  • رمان نگین محبت
  • رمان اشک های خفته
  • رمان مسافر کوچه های عاشقی
  • رمان عشق بی نشان
  • رمان به رنگ شب
  • رمان هم جنس من
  • رمان آسمان
  • رمان عشق توت فرنگی نیست
  • رمان مسافر مهتاب
  • رمان معمای عشق
  • رمان تمنای دل
  • رمان افسون سبز
  • رمان ریشه در عشق
  • رمان عشق بی نقاب
  • رمان الهه ی ناز
  • رمان ساحل ارامش
  • رمان شب های تنهایی
  • رمان عطر نفس های تو
  • رمان کوله بار عهد
  • رمان سبز در خاکستری
  • رمان زلزله مخرب
  • رمان طواف و عشق
  • رمان شاه شطرنج
  • رمان معشوقه شیطان
  • رمان حروف سربی
  • رمان فرشته من
  • رمان روزای بارونی
  • رمان تقلب
  • رمان ملکه عشق
  • رمان گناهکار
  • رمان پدر خوب
  • رمان تقاص
  • رمان سیگار شکلاتی
  • رمان افسونگر
  • رمان هدف برتر
  • رمان آرامش غربت
  • رمان قرار نبود
  • رمان جدال پر تمنا
  • رمان توسکا
  • تصاویر
  • دانلود آهنگ
  • اطلاع رسانی
  • دسته‌بندی نشده
  • بیوگرافی
  • آمار بازديد
      fasele.gif1

      آماده ای تو هم رمان خودتو بنویسی ؟ پس کلیک کن

      نویسندگی در تک سایت

      هدف برتر پست ۳۷

      اگه از این مطلب خوشتون اومد لایک رو فراموش نکنید

      برای دانلود به انتهای مطلب مراجعه کنید.

      fasele.gif1

      این پست رو مهدی عزیز زحمت نوشتنشو کشیدن

      برای خوندنش به ادامه مطلب برید

      باز هم لبخند زد و اون چال هاشو به نمایش گذاشت. در عجب بودم از خودم که تا به امروز متوجه چال های یاس نشده بودم و اینقدر برام جالب نشده بودن! یه گیلاس دیگه هم خوردیم، هیجان و حراراتم لحظه به لحظه داشت بالا می رفت ، دست ظریف یاس رو گرفتم توی دستم و دوباره کشیدمش وسط …
      انقدر گرم خودمون بودیم که اصلا یادمون رفت واسه چی اومده بودیم به این پارتی ! کم کم همه آماده رفتن شدند ، رفتیم یه گوشه وایسادیم و به یاس گفتم بره آماده شه تا بریم … باز دوباره مظلوم نگام کرد و ازم خواست دنبالش تا پشت در اتاق برم. منم چاره ای نداشتم جز اطاعت … چند دقیقه بعد از بین جمعیت زدیم بیرون ، از پله های جلوی در که خواستیم بریم پایین یاس دستم رو گرفت و با خنده گفت :
      - می خوام ، مثل بچگی هام ، لی لی کنم و از پله ها پایین بیام ، تو هم میای ؟
      نگاهش کردم ، خندید ، … خندیدم … دستش رو محکم گرفتم ، دستم رو محکم گرفت ، هم زمان یه پامون رو بردیم بالا و از پله ها اومدیم پایین …. هیچوقت انقدر از پله پایین اومدن بهم نچسبیده بود !
      دست تو دست هم رفتیم سمت در حیاط ، که یاس وایساد ، منم وایسادم …
      : چیزی شده یاس ؟
      یاس که داشت کفشش رو از پاش در میاورد ، سرش رو بالا آورد و گفت :
      - خیلی گرممه برسام …
      اون یکی کفشش رو هم درآورد ، شوت کرد اون طرف، چشماش رو بست. دو تا پاش رو با احتیاط گذاشت روی زمین و با لذت گفت :
      - آخـیـــــش!
      بعد هم بی توجه به من و کفشاش چشماشو بست و پا برهنه سریع از حیاط رفت بیرون . مونده بودم تو کار این دختر ! خوبه حالا یه کم خورده بود که فقط گرم شه ! ناچار خم شدم کفش هاش رو برداشتم و افتادم دنبالش … از ترس اینکه نکنه بلایی سرش بیاد سریع در ماشین رو براش باز کردم و سوار شد .
      بعد هم خودم سوار شدم کفشاشو انداختم روی صندلی عقب و راه افتادیم . تو اون وضعیت یاد سیندرلا افتاده بودم! صدای یاس منو از فکر کردن به سیندرلا و کفشاش بیرون کشید:
      - برسام ؟
      -: بله ؟
      یاس که مشخص بود هنوز هم کاملا تخلیه نشده گفت:
      - دلم آهنگ می خواد …. یه آهنگ تووووپ.
      باهاش موافق بودم، منم هنوز داغ بودم. بلند گفتم :
      - به چشـــــم !
      بعدش دستم رو بردم جلو و از توی داشبورد اولین سی دی ای که دستم بهش خورد رو برداشتم و گذاشتم تو ضبط .
      یاس : چی گذاشتی ؟
      خودمم نمی دونستم !
      گفتم : راستشو بخوای ، خودمم نمی دونم ! ندیده گذاشتم تا سورپرایز شیم!
      هنوز ضبط سی دی رو نخونده بود که راه افتادیم … با شنیدن اولین تیکه آهنگ ، هر دو تامون منفجر شدیم از خنده !
      پارسال بهار دسته جمعی رفته بودیم زیارت

      برگشتنی یه دختری خوشگل و با محبت
      یاس از خنده روده بر شده بود منم دست کمی از اون نداشتم. یاس وسط خنده هاش شروع کرد به خوندن:

      همسفر ما شده بود همراهمون میومد
      به دست و پام افتاده بود این دل بی مروت
      میگفت برو,بهش بگو آخه دوستش دارم میگفت بگو
      هرچی میخواد بگه بگه,هرچی میخواد بشه بشه
      هرچی میخواد بگه بگه
      هرچی میخواد بشه بشه
      یاس دوباره قهقهه زد و اینبار من گفتم:
      راز دلم رو گفتم این رو جواب شنفتم
      راز دلم را گفتم این رو جواب شنفتم
      یاس سریع خم شد به سمتم دستشو گذاشت روی دهنم و گفت:
      تو زواری پسر چقدر نادونی اومدی زیارت یا که چش چرونی
      دستای داغشو کنار زدم و در حالی که زل زده بودم تو چشماش گفتم:
      گفتم به اون زیارتی که رفتم
      قسم به اون عبادتی که کردم
      قسم به اون قفل و دخیل که بستم
      بعد خدا من تو رو میپرستم
      اینبار دوتایی خوندیم:
      گفتم به اون زیارتی که رفتم قسم به اون عبادتی که کردم
      قسم به اون قفل و دخیل که بستم
      بعد خدا من تو رو میپرستم
      راز دلم رو گفتم این رو جواب شنفتم
      آهنگ که تموم شد ما هر دو هنوز داشتیم می خندیدم. اومدم سی دی رو عوض کنم که یاس نذاشت و با هیجان کودکانه اش گفت :
      - دوباره ! دوباره !
      تا رسیدن به خونه دوست یاس ، یه سه چهار باری این آهنگ کذایی تکرار شد و یاس با ذوق باهاش خوند . منم فقط با خنده نگاش می کرد، یه ادا اطوارهایی از خودش در می اورد که می ترکیدم از خنده! به خصوصی که چهار زانو هم نشسته بود روی صندلی و تقریباً داشت می رقصید. چون دیر وقت بود شال یاس هم افتاده بود خیلی نگران بودم که بگیرنمون، اما دلم هم نمی یومد به یاس چیزی بگم. خدا رو شکر تا وقتی که رسیدیم اتفاقی نیفتاد .
      جلوی آپارتمان پری که رسیدیم ، وایسادم تا یاس پیاده شه … اما اون همینجوری نشسته بود .
      گفتم : نمی خوای پیاده شی ؟ احیانا ؟
      یاس خندید و گفت :
      - می خوام این آهنگه تموم شه … بعد برم.
      منم سریع ضبط رو قطع کردم . یاس لب ورچید و گفت :
      - چرا قطعش کردی ؟ داشتم گوش می کردم . اینقدر عجله داری برم؟
      لبخند بدجنسی زم و گفتم :
      - به یه شرط ادامه ش رو برات می ذارم .
      یاس اخمهاش از هم باز شد و گفت :
      - چه شرطی ؟
      گفتم : اینکه از ته دل بخندی .
      یاس با تردید پرسید :
      - اونوقت برام می ذاریش ؟
      – : بـــــــــله !
      یاس هم زد زیر خنده و باز اون گودالی !
      دیگه نتونستم خودم رو کنترل کنم. سرم رو بردم جلو … خیلی خودمو کنترل کرده بودم تا الان. یاس بی حرکت به من خیره شده بود ولی هنوز لبخندش روی صورتش بود و گودالیش پیدا … یه ذره دیگه رفتم جلو و خودمو گم کردم توی اون گودالی صورتش …

      نقد هدف برتر

      نظر یادتون نره

      تییی

      نظ

      --------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

      نـويسنـده: Admin
      تـاريـخ: بهمن ۲۶م, ۱۳۹۱
      ۳۶ ديدگاه
        مرسانا میگه:

      ارسال نظر (نظرات ارسال شده: ۳۶ دیدگاه)

      
      مطالـب تــازه
      تک سایت در فیسبوک

      همین الان لایک کن

      2 3 4
      با ورود به حساب جیمیل خود و کلیک روی +1 از ما حمایت کنید