رمان

تک سایت | دانلود رمان ایرانی و خارجی

smssms
مطالب پر بازدید

اخرین ارسالات انجمن ( پست ثابت )

دانلود رمان شازده کوچولو

The-Little-Prince

 

نام کتابنام کتاب : شازده کوچولو

نام نویسنده نام نویسنده :Antoine de Saint – Exupery

خلاصه داستانخلاصه داستان:

هواپیمای سنت اگزوپری با هدف شکستن رکورد ، برای پرواز بین شهر های پاریس و سایگون سعی میکرد. هواپیمای او در صحرای آفریقا به مشکل برخورد و او مجبور به فرود شد . خلبان بعد از فرود در صحرا با پسر کوچکی آشنا میشود . اون به خلبان میگوید که از ستاره ای بسیار دور آمده و از زندگی در آنجا خسته شده و برای کشف ستاره های دیگر تصمیم به ترک ستاره خود کرده . پسرک از گل سرخی میگوید که دل باخته اش است و از دیگر ستاره ها میگوید ، همچنین میگوید در زمین با روباهی اشنا شده است . خلبان و شازده کوچولو چاه آبی را پیدا میکنند که آن هارا از مرگ نجات میدهد و در اخر پسرک به خلبان میگوید که تصمیم دارد به ستاره خود (خانه اش) برگردد.

خلاصه داستان درباره : این کتاب در سال ۱۹۴۳ نشر شد و در تاریخ ۱۳۶۴ به فارسی ترجمه شد . این کتاب به بیش از ۲۰۰ زبان و گویش ترجمه شده و با فروش بیش از ۲۵۰ میلیون یکی از پرفروش ترین کتاب های تاریخ است . این کتاب به عنوان بهترین کتاب فرانسه در قرن ۲۰ شناخته شد و یکی از پر طرفدارترین و پر ترجمه ترین کتاب های جهان است .

یکی از روانترین و قابل درک ترین ترجمه های کتاب بسیار زیبای شازده کوچولو که در ایران چاپ شده .

شازده کوچولو داستان پسر کوچکی است که از سیارات دیگر به زمین اومده و دنبال دوست میگرده . او در سیاره خودش گل سرخی دارد که برای راحتی و اسایش گل سرخ از خود گذشته است .

 

اطلاعات بیشتر در سایت ویکی پدیا . شازده کوچولو

 جهت دانلود رمان به ادامه مطلب رجوع کنید

رمان عشق به توان ۶

Love-to-be-6

نام کتاب : عشق به توان ۶

نام نویسنده : مینا ، غزل ، نگین

خلاصه داستان:

یه اکیپ ۳ نفره دختر که برای دانشگاه تو شیراز قبول شدن اما خوابگاها همه پر بوده بعد می گردن دنبال خونه که به یه اکیپ ۳ پسر برمیخورن که اونام همین مشکلو داشتن ولی با این تفاوت که خونه پیدا کرده بودن ولی شرط صابخونه که یه پیرمرد تعصبی ایرانی بوده متاهل بودن اوناس….

 رمان احساس

Feel-off

نام نویسنده : نیلوفر جهانجو

قسمت : نهم

خلاصه داستان:

دختری با دلی از جنس سنگ ، احساساتی که توسط خودش کشته و سرکوب شده .

دختری که همه جیز داره ، وضعیت مالی خوب ، زیبا ، دختری که به خودش تکیه داده ، محکم و پشتیبان کسایی که براش عزیزن …”قسمت نهم در ادامه مطلب”

با سرعت می رفتم..اینقدر سرعتم بالا بود که از ماشینا یه هاله می دیدم که رد میشن از کنارم..به کجا می رفتم..نمیدونم..فقط می خواستم از اون شهر و ادماش دور باشم..می خواستم برم جایی که یادم بره از الان دیگه همه اون مَردُمِ شهر به چشم یه زن مطلقه بهم نگاه می کنن..این چیزا برام مهم نبود اما تو دلم غوغا بود بخاطره از دست دادنِ مَردِ زندگیم…….

 

ادامه قسمت هشتم در ادامه مطلب

شقایق :

دیشب نفس و میشا قرار گذاشتن که صبح باهم بریم بنگاه ها رو بگردیم تا شاید یه جایی پیدا کردیم… به قول معلم شیمیمون آما….. هیچ جایی رو پیدا نکردیم به قول نفس همه شون تا میفهمیدن که ما تنهاییم چشاشون ستاره پرت میکرد! آخه نه این که ما خیلی خوشگلیم!(خب هستیم دیه)…. بگذریم از ساعت نه صبح تا نه شب داشتیم میگشتیم ولی هیچی به هیچی بالاخره آخرین بنگاه رو هم که رفتیم نفس اعصابش از این ستاره های توی چشم آقاهه خرد شد و و دست من و میشا رو گرفت و کشید بیرون…..

 

ادامه قسمت دوم در ادامه مطلب

۳ماه بعد…

تق..اتیش فندک رو گرفتم زیر سیگار و پک عمیقی زدم بهش..سرش سرخ شد..فندک رو انداختم رو میز جلوم و دست راستم و اوردم بالا سیگار رو گرفتم بین انگشت اشاره و وسطم و از میون لبهام برش داشتم..دود غلیظ رو از دهن و بینیم دادم بیرون…غرق در افکارم پک میزدم..

پک اول:
“دایی همراهه زنش با کمری خم شده بعد از چهلم مامان رفت کانادا..هر روز بهمون زنگ میزنه تا حالمونو بپرسه”..

پک دوم:
“خالا تارایی که برا از دست دادنه خواهرش گریه میکرد..از روز بعد از چهلم دیگه خبری ازش نیست”..

پک سوم:
“مامان دنیا و بابا اردلان بهارو بردن خونه خودشون..من و امیرعلی هم برگشتیم خونه خودمون”..

 

 

ادامه قسمت هفتم در ادامه مطلب

– من همه چیو بهش گفتم..
– تو چه غلطی کردی ؟ مگه من نگفتم دخالت نکن !؟
– خب .. خب دلم نمیومد به خاطر من زندگیت بهم بخوره… بابات میگفت خیلی دوسش داری..
– به خاطر تو زندگیم بهم نخورد ، به خاطر بی اعتمادی اون بهم خورد
– داری تند میری کیان.. منم زنم.. نگارو درک میکنم ، حق داره شک کنه… اون چیزی که دیده رو باور کرده بود.. اما وقتی براش توضیح دادم من کی هستمو چی شده ….. کیان … اون دختره خوبیه.. معلوم بود پشیمون شده… آتیش به زندگیت نزن !

 

باقی در ادامه مطلب(نظر فراموش نشه)

صفحه 1 از 7012345678910...203040506070...قبلی »

با کلیک روی +۱ ما را در گوگل محبوب کنید